http://minimaal.blogfa.com
honare minimaal
|
|
از زبان یک بمب ... و جهان منفجر شد ...
بمبی می شوی درون رگهای کودکی مرده در خاک این چه پست می رقصد در باد ... لبخند می زنی و میزنی به جهان زهر که این بمبها چگونه می زنند فریاد از خنده رها. منفجر می شوی که من همان ـاشکال خلقتم به دست تو رها شده به سمت زمین ... من مشتعل نمی دانم کجای آن خاک بر زمین می رسم و رها ... (آی آدمها که بر ساحل. شاد و ...) این بمب دارد می ستاند جان ... و جهان منفجر می شود و رها ... آرش ابراهیم زاده نوشته شده توسط arash | لینک ثابت | موضوع: |
حشرهء هسته ای بیا و در چشمانم چاه نفت بزن
در این سادیسم لذت بی پروا . پرواز کن پرواز کن حشرهء کوچک. جهان را با بمب های هسته ای نیش بزن اینجا من به فکر روزه ای هستم که در این نیم روز . روزی خود را به حراج گذاشته ام... من مشغول . خواب عبادت می بینم و تو خون مرا اینگونه به نیش می کشی...
ارش
نوشته شده توسط arash | لینک ثابت | موضوع: |
شب از دو گذشته بود که بیدارش کردم
--- می خوام بکشمت سحر قبول کرد داخل باغ شدیم شروع به کندن کردم قبر اماده بود سحر رفت توی قبر خوابید و با لرزه گفت : مواظب بچه هام باش بابا
خاکش کردم و به همه ئ حرفایی که پشت سرش می زدن خاتمه دادم ارش ابراهیم زاده
نوشته شده توسط arash | لینک ثابت | موضوع: |
به نام امشاسبندان و اهورا مزدا
بدین جای از مهر ورزانی که تا به جای این رو سیاه را با تفکرات اتشینشان لبریز کرده اند سپاس می گذارم ارش نوشته شده توسط arash | لینک ثابت | موضوع: |
عمامه ها بالاتر... سلام اقا جان
امروز حالمان از دیروزبدتر... عمامتان را بالاتر ببندید و دستور سهمیه بندی خونمان را بدهید ... درود بر شما ... شمشیر چهار سرتان را برای کشتن کودکان بکشید این روزها خون پاک نایاب... نجس شوید و بار دیگر غسل کنید این عبا به جامی سرخ رنگین شده نوشته شده توسط arash | لینک ثابت | موضوع: |
عده ای مرا... عده ای مرا گاز .به یغما می برند
کسی نفت می خورد ای های مردم له شده... اینجا اهریمن خداست و خدا تکه نانیست خشک که من و تو میخورانیمش... نوشته شده توسط arash | لینک ثابت | موضوع: |
|
|